تبليغاتX
نشریه فرهنگی پرورشی مهرسا

http://www.sajed.ir/pe/content/view/10436/307/http://yek_aseman.persianblog.ir/post/128/http://jangafzar.mihanblog.com/post/100http://www.guilan.ac.ir/news/index.php?a=02343http://eshghoaghl.parsiblog.com/-91362.htm  هفته دفاع مقدس گرامی باد


 

نوشته شده توسط در جمعه سوم مهر 1388 ساعت 20:37 موضوع | لینک ثابت

سرمقاله

باز با نام خدا

فصلي را كه پشت سر نهاديم و حالا در واپسين روزهاي آن به سر مي بريم رخداد هاي چندي را با خود به همراه داشته است. در اولين ماه زمستان 87 همزمان با فرا رسيدن ماه محرم الحرام و دهه عاشورا مردم جهان شاهد برپايي مجدد ظلمي ديرينه از جانب استكبار و رژيم غاصب اسرائيل بودند. استقامت بي نظير مردم مظلوم غزه در اين جنگ بيست و چند روزه در تحمل ناملايمات به بار آمده از آن را بايد موجبات ايجاد فصلي نو در تاريخ مسلمين دانست. اگرچه رژيم صهيونيست با اعلام آتش بس سعي داشت پيروزي را به نفع خود رقم بزند اما به براستي غزه و مردم آن پيروز اصلي اين ميدان بودند. در اين بين مردم ايران اسلامي نيز هم صدا با ديگر ملت هاي جهان فرياد محكوميت جنايات رژيم صهيونيستي را سر دادند و انزجار خود را از اين رژيم غاصب به گوش جهانيان رساندند.

 هم زمان با فرا رسيدن دومين ماه زمستان افتخاري ديگر به كارنامه ايران اسلامي افزوده شد، كه خشم دشمنان نظام را برآشفت. پرتاب ماهواره اميد برگ زريني بود كه به تاريخ انقلاب جلوه اي ديگر بخشيد و حس وطن دوستي عده اي كثير از هم وطنان را بر انگيخت. هم زماني اين اتفاق  فرخنده با ايام دهه فجر شور شوقي مضائف را به مردم انقلابي هديه داد تا سي امين سالگرد پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي را شايسته تر از قبل جشن گيرند. حضور پر شور مردم در راهپيمايي 22 بهمن در شهرهاي مختلف كشور گواه بر عرق ملي و وفاداري آنان به نظام جمهوري اسلامي ايران بود كه همگان شاهد آن بودند.

 حال كه آرام آرام سال 1387 هجري شمسي را پشت سر  مي گذاريم و در آستانه سال نو قرار مي گيريم اميد است بتوانيم با تكيه بر ايمان و تقوا پله هاي انسانيت را براي توسعه و پيشرفت ايران اسلاميمان طي كنيم و سالي نيكو همراه با شادكامي و بدور از جنگ و خونريزي در پي داشته باشيم.

پيشاپيش فرا رسيدن سال نو را خدمت همه شما عزيزان تبريك مي گويم.

 

سردبير: زينب صديق


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:24 موضوع | لینک ثابت

فانوس

( فلسفه بعضی از اسرار الهی )

سر نامیده شدن پیامبر گرامی (ص )  به لقب امی :

شخصی از امام رضا (ع ) سوال کرد : ای فرزند رسول خدا چرا نبی اکرم به امی موسوم شدند ؟

حضرت فرمودند مردم در این باره چه می گویند ؟ عرض کردم : گمانشان این است که چون پیامبر کتابت نمی دانستند به این اسم خوانده شدند  .

 امام فرمود : دروغ پنداشته اند ، از رحمت خدا دور باشند . این سخن درست نیست چگونه تعلیم دهد کسی که چیزی بلد نیست به خدا سوگند رسول خدا ( صلی ) به هفتاد و دو زبان می خواند و می نوشت و اینکه امی می گفتند به خاطر این بود که آنجناب از اهل مکه بودند و مکه ار امهات و مهمترین شهر ها بود و از حدیث دیگر از امام صادق (ع) آمده که فرمودند: ازمنت هایی که حق تعالی بر رسول گرامی اسلام گذارده بود این بود که ایشان می خواندند ولی نمی نوشتند .

چرا برای رسول خدا ( صلی ) فرزند پسر باقی نما ند ؟

امام صادق (ع ) فرمودند :  برای اینکه خداوند عز و جل حضرت محمد ( صلی) را پیامبر آفرید و علی (ع ) را وصی آن حضرت قرار داد حال اگر رسول خدا صاحب پسر می شدند آن پسر از علی (ع ) به رسول خدا سزاوارتر می شد در نتیجه او را باید وصی پیامبر می گردانید و بدین ترتیب وصایت حضرت امیر المومنین (ع ) ثابت نمی گشت .

فرزند امام سجا د (ع ) از ایشان سوال کردند چرا رسول خدا (ص) زمانی که خداوند او را مامور به پنجاه نماز فرمود تقاضا در تخفیف نمازها نکردند مگر موقعی که موسی ابن عمران به ایشان عرض کرد که امتت طاقت آن را ندارند از خداوند آنها را کاهش دهد .

حضرت فرمودند: فرزندم ،رسول خدا ( صلی ) بدون تقاضای کسی از پروردگارش درخواستی نمی فرمود و نسبت به تکلیفی که به آن امر می شد خواستار تجدید نظر در آن نمی گشت منتهی وقتی موسی از آن جناب خواست تقاضای تخفیف کند ایشان هم پذیرفتند .

دوباره پرسید پدر : چرا رسول خدا ( صلی ) به پروردگار عز و جل رجوع نکرد و از او نخواست که پنج نماز را تخفیف بدهد با اینکه حضرت موسی از حضرتش تقاضای آن را کرده بود ؟

حضرت فرمودند : پسرم ، نبی اکرم (صلی ) خواسته اش این بود که در عین حاصل شدن تخفیف اجر پنجاه نماز نصیب امت من بشود و این عملی نمی شد مگر به این که امت پنج نماز را در شبانه روز بخوانند تا به فرموده خداوند ( من جاء بالحسنه فله عشر امثالها )  کسیکه یک عمل نیک انجام دهد ده برابر اجر به وی داده می شود . ثواب پنجاه نماز عایدشان شود

سر این که نبی اکرم (صلی ) افضل انبیاء علیم السلام می باشد

از امام صادق ( ع ) نقل کرده اند که آنجناب فرمودند : بعضی از اهل قریش محضر رسول خدا ( صلی ) عرضه داشتند با اینکه شما آخر پیامبر هستید که مبعوث شده و خاتم و پایان دهنده ایشان می باشید به چه چیز بر تمام انبیاء سبقت گرفته و بر همه ایشان تفضل و برتری داده شده اید ؟

حضرت فرموند : به خاطر اینکه من اولین کسی بودم که به ربوبیت پروردگار اقرار نموده و وقتی از انبیاء میثاق گرفته شد و آنها را شاهد بر خودشان قرار دادند و سپس پروردگار فرمود : آیا من پروردگا ر شما نیستم ؟

من اولین نفر بودم که جواب آری دادم ، پس در اقرار به حق عز و جل من از همگان سبقت گرفتم  .

( جلد اول علل الشرایع ( اسرار آفرینش و فلسفه احکام ) ( شیخ الصدوق رحمه ا ... )

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:22 موضوع | لینک ثابت

فلش سبز

ای برگرداننده روز و شب به هم،ای که دلها و دیده ها را با یک جرقه دگرگون می سازی،ای که با یک نظر حالها را منقلب میکنی،اکنون وقت آن است که حال ما را به نیکوترین شکل برگردانی.این جملات بالا جملاتی جادویی هستند که می گویند اگر در آغاز بهار بر لبها زمزمه گردند،تحولی شگرف را در روح و جسم صاحب کلام جاری می سازند.

بیایید باورمان شود که تنها هنگامی درخواست ودعای تحول روحی و دگرگونی دل و دیده به نیکوترین شکل ممکن اجابت شود که ما به آنچه واقعا هستیم آ گاهی کامل داشته باشیم و بتوانیم در هر لحظه که از ما پرسیده شود با شجاعت بگوییم که هستیم و آرزو داریم به چه مرتبه ای دست یابیم.

سال جدید فرا میرسد سالی که بهتر است نام آن را سال خود شناختن بگذاریم!سالی که در آن با خودمان همانطوری که هستیم بدون هیچ واسطه ونقش و پیرایه ای روبه رو شویم.چه بسا این خود واقعی ما چندان مطلوب نظرما و دیگران نباشد،اما هر چه هست همین است که داریم و برای شروع هر حرکت مثبتی در زندگی شناختن نقطه آغاز،اساس کار است.

عنوان:رفتار قاطعانه،رفتار دوستانه

گاهی اوقات از کسی تقاضا می شود که مایل به انجام آن نیست و یا باید کار دیگری انجام دهد،ولی جرات و شهامت آن را ندارد که "نه" بگوید چون نمی خواهد کسی از دستش ناراحت شود.می خواهد همه را از خود راضی نگه دارد.دیگران را بالاتر و مهمتر ازخود میداند.می ترسد دیگران با او بد شوند.میترسد دیگران تلافی کنند.می ترسد دوستان خود را از دست بدهد.نمیداند چگونه نظر خود را بیان کند.یاد گرفته است همیشه هر کسی کاری از او خواست انجام دهد.یاد نگرفته که چگونه از حق و حقوق خود دفاع کند.

به نظر شما آیا همیشه باید به هر قیمتی که شده دیگران را از خود راضی نگه داریم؟آیا اگر در بضی موارد با دوستانمان اختلاف داشته باشیم یا در خواست و پیشنهاد های آنان را رد کنیم،دوستی هامان تمام میشود؟اگر چنین است آیا دوستی واقعی است ؟آیا ما حق نداریم بضی مواقع بر طبق خواسته های خودمان عمل کنیم؟اگر چنین فکر میکنید بهتر است بدانید این حق ماست که طبق خواسته های خودمان جلو برویم نه خواسته های دیگران.این حق ماست که به در خواست های دیگران نه بگوییم.این حق ماست که انجام برنامه های خود را در اولویت قرار دهیم

این حق ماست که دیگران به ما احترام بگذارند.این حق ماست که متفاوت از دیگران باشیم.و حق ماست که برنامه هایی برای خودمان داشته باشیم.

اما بضی افراد وقتی در چنین شرایطی قرار میگیرند شروع میکنند به دلیل تراشی،دروغ گویی،مخفی کردن خود از دیگران،پرخواشگری و تسلیم خواسته های دیگران شدن

آیا برخورد های بالا میتواند در دفاع از حقوق شما موثر باشد؟مسلماً"نه"

واکنش های زیر تا چه حد مفید است!!!

1-رد کردن همراه با عذر خواهی:من واقعا نمیتوانم امروز همراهت بیایم،معذرت میخواهم از اینکه مجبوری تنها بروی.

2-رد کردن همراه با تشکر و تعریف و قدر دانی کردن:ممنون از اینکه می خواستی همراه تو باشم ولی آنقدر گرفتارم که الان نمی توانم همراهت بیایم.

3-رد کردن همراه با همدلی: می دانم دلت می خواست من همراهت باشم ولی واقعا بر نامه درسی ام سنگین است و نمی توانم همراهت بیایم.

4-سعی در پیدا کردن راه حل دیگری که مورد قبول دو طرف باشد:من امروز نمیتوانم همراهت بییایم ولی اگر بخواهی می توانم شنبه همراهت بیایم.

اگر در روش های بالا با در خواست،دعوت یا پیشنهاد شما مخالفت شود آیا ناراحت میشوید؟مسلماً "نه" زیرا در بر خورد قاطعانه ما حق خودمان را می گیریم بدون اینکه به دیگری لطمه زده باشیم.

و در آخر دعا برای تمامی عزیزان:

خداوندا ! در این سالی که در پیش است نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای،لیکن در آغاز طلوع روشن سالی ، که می آید.

خداوندا ! تو راه سبز ایمان را نشانم ده ، تو نیکی پیشه ام فرما.

کریما ، دست های گرم و لبخندی ،عطایم کن.

تو ای نزدیکبر از من به من،اینک مرا دریاب،پناهم ده

حال من را سوی آن حالی که می دانی تو آرامش عطا کن.

آمین

با آرزوی موفقیت در تمامی زمینه های زندگی،شاداب باشید

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:22 موضوع | لینک ثابت

نسيم نور

( هشت موعظه از قرآن  )

روزی امام صادق ( علیه السلام ) به یکی از شاگردان خود فرمودند : در تمام این مدت که از من تعلیم نمودی ، چه چیز از مکتب من آموخته ای ؟ آن شخص عرض کرد : هشت مسئله از شما آموخته ام . امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : آن هشت مسئله را برای من بیان کن تا بدانم چیست ؟ شاگرد آن حضرت چنین بیان داشت :

 1 – فهمیدم هرکس هنگام مرگ ، از آنچه دوست دارد جدا می شود . سعی کردم دوستم کسی باشد که در وقت مرگ از من جدا نشود ،بلکه در تنهایی مونس من باشد و آن دوست کارهای نیک و خیر است ، چنانکه خداوند در قرآن می فرماید : (( من یعمل سوء یجز به )) هر کس عمل بدی انجام دهد کیفر داده می شود ( نساء آیه 123 ) و هر که نیکی کند پاداش ان را می گیرد.

2 –ديدم گروهی به داشتن مال افتخار می کنند و گروهی به نیا کان و طایفه خود مباهات می نمایند و حال آنکه خداوند متعال ، افتخار عظیم را در تقوی و پرهیز کاری ، قرار داده است ( ان اکرمکم عند ا.. اتقیکم ) گرامی ترین شما نزد خدا پرهیز کارترین شماست ( حجرات آیه 13 ) پس کوشش کردم نزد خدا گرامی و کریم باشم .

  3 – دیدم مردم در میان لهو و لعب و هوا پرستی غوطه ور هستند اما قرآن می فرماید (  و اما من  خاف  مقام  ربه  و نهی

 النفس عن الهوی و فان الجنه هی الماوی )   آنان که از خدا ترسیدند و پیروی از هوای نفس ننمودند بهشت جای آنهاست  ( نازعات آیه 40 ) سعی نمودم تا در مقابل خواهشهای نفسانی ایستاده و جلب رضایت خوشنودی خداوند نمایم .

4 – دیدم هر کس که چیز نفیسی به دستش می رسد ، می کوشد تاآن را حفظ کند ، ولی از خدا شنیدم که در قرآن می فرماید : ( من ذالذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیرا ) کیست که وام به خدا ( در راه خدا انفاق یا قرض الحسنه ) بدهد تا خدا چندین برابر به او عنایت فرماید .( بقره آیه 245) . من پاداش دو برابر را برگزیدم و صندوقی محفوظ ترازصندوق خدا نیافتم.همت گماشتم که هر چیزنفیس و گرانبهایی که به دستم رسیددرراه خدا بدهم تا برای روز حاجت من(قیامت)ذخیره گردد.

5 – دیدم مردم بر سر رزق و روزی حسادت ورزند و حال آنکه خداوند در قرآن می فرماید : ( نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیاه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ) ما در دنیا رزق و روزی انسان را تقسیم و تقدیر کردیم و بعضی را بر بعضی دیگر بیشتر دادیم . ( زخرف آیه 32 ) بنابر این بر احدی حسد نبردم و نسبت به مالی که از دست رفت افسوس نخوردم .

6 – دیدم برخی از مردم به خاطر کینه هایی که در دل دارند با بعضی دیگر دشمنی می کنند . از خداوند شنیدم که در قرآن می فرمایند : ( ان الشیطان لکم عدو ا ) شیطان دشمن شماست ، شما نیز اورا دشمن قرار دهید ( فاطر آیه 6 ) مشغول شدم به دشمنی باشیطان و با مردم دشمنی نمی کنم .

7 – دیدم مردم در راه به دست آوردن روزی بسیار تلاش و پافشاری می کنند ( هر چند از راه حرام باشد ) با اینکه خداوند در قرآن می فرماید : ( و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ما ارید منهم من رزق و ما ارید ان یطعمون ان الله هوالرزاق ذوالقوه المتین ) نیافریدم جنیان و انسان را مگر برای پرستش خدا ما از آنان روزی نخواسته ایم و طعامی اراده نکرده ایم ( یعنی روزی دهنده ما هستیم نه آنها ) خداوند روزی دهنده تواناست . ( ذاریات 56 – 59 ) دانستم که وعده خدا حق است و گفتارش راست اطمینان به وعده او پیدا کردم و راضی به گفتارش شدم ، از این راه به عطای خدا دل بستم ، نه به مالم که نزد غیر خداست . دیگر به سوی روزی (از راه حرام) نرفتم و همت را در انجام وظیفه گماشتم .  

8 – دیدم بعضی از افراد ، به بدن و پیکر سالم خود اعتماد دارند و برخی به مال زیاد خویش دل بسته اند و گروهی به افرادی مانند خودشان تکیه و اعتماد نموده اند ، و شنیدم قول خداوند را که می فرماید ( و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ) کسیکه پرهیزکار باشد خداوند او را از گرفتاری بیرون آورده و روزی اورا از راهی که گمان به آن ندارد می رساند ، کسی که به خداوند توکل نماید خداوند اورا کافی است ( طلاق آیه 2و3 ) با توجه به این آیه به خدا توکل و اعتماد  نمودم و از دیگران چشم پوشیدم .

امام صادق ( علیه السلام ) فرمودند : به خدا سوگند تعالیم تورات ، انجیل ، زبور ، قرآن و دیگر کتب آسمانی به این هشت مسئله بر می گردد .

( المواعظ العددیه صفحه 208 )

 

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:20 موضوع | لینک ثابت

                                           نوروز و آداب آن

 

در مكتب روح ا...

 در روايتي وارد شده كه از آداب امروز ((نوروز)) روزه گرفتن ، دعا كردن و نماز خواندن است. و اين به ما مي فهماند كه اگر ملتي بخواهد به راه راست برود و بخواهد استقلال  و آزادي خودش را حفظ كند بايد در عيدش و غير عيدش تذكر داشته باشد ، ذكر خدا كند، ياد خدا باشد. حتي در عيدش دستور روزه است، دستور استجابي.

حضرت آيت ا... خامنه اي:

آن روزي كه امام امت ، قاطعانه به دهان مستكبر قلدر گردن كلفت دنيا يعني آمريكا مشت كوبيد آن روز ، روز نو و راه نويي بود. حادثه نويي بود كه مي افتاد . افتاد. ما بايد نوروز را نوروز كنيم. نوروز به حساب طبيعت نوروز است، جنبه انساني قضيه هم به دست ماست كه آن را نوروز كنيم...

حضرت امام جعفر صادق(ع):

در عيد نوروز حق تعالي از ارواح بندگان پيمان گرفته است كه او را باه يگانگي بپرستند و برا ياو شريكي قرار ندهند. اين روز اولين روز طلوع آفتاب، اولين روز وزيدن بادها و روييدن گياهان مي باشد. در اين روز جبرئيل به حضرت رسول وحي الهي را آورد و بعثت از اين روز آغاز شد.

رسول خدا در چنين روزي بتهاي كافران را نابود كرد. عيد نوروز و روز غدير خم روز ولايت امير المومنين به امر الهي مي باشد و در اين روز پيامبر به صحابه امر فرمود كه بروند و به امير المومنين سلام كنند و بگويند(( اسلام عليك يا امير المومنين)) و نيز به خلافت رسيدن امير المومنين به درخواست مردم در اين روز بوده است. نوروز روز ظهور مهدي (عج) و روز رجعت امام زمان به دنيا و روز انتظار فرج  خواهد بود.

در مفاتيح الجنان آمده است:در اعمال عيد نوروز چنان است كه خضرت صادق(ع) به معلي بن خنيس تعليم فرمود چون روز نوروز شود غسل كن و پاكيزه ترين جامه هاي خود را بپوش و به بهترين بوهاي خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار پس چون از نماز پيشين و پسين و نافله هاي آن فارغ شوي چهار ركعت نماز بگذار يعني هر دو ركعت به يك سلام. در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر را بخوان ودر ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره كافرون را و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد و در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره فلق و ناس را بخوان و بعد از سلام دعايي را كه در مفاتيح ذكر شده بخوان.چون چنين كني گناهان پنجاه ساله تو آمرزيده مي شود و بسيار بگو يا ذا الجلال والاكرام.


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:19 موضوع | لینک ثابت

مقاله ادبي

 

 آه نفسهاي نرگس

نرگس اگر نفسهايم معطر به عطر نفسهاي پر آه تو شود، دل بزرگ آسمانيت و چشمهاي بارانيت وادارم مي كند بر سر هر كلمه شكوفه اي از داغ بكارم. آه بكش نرگس با آه تو مي شود در عمق غربت حسن (ع) جا گرفت. مي توان خاك شد و به خاك تاسي كرد. به خاك بقيع...   كه بها گرفت از آن زمان كه تني غريب را در خود جا داد. و بقيع شد حسن(ع).

نرگس با آه تو مي شود به آسمان فكر كرد. يك كهكشان شهامت كه فرو ريخت با لخت جگر برافراشته شد پرچم دين زير لواي لا اله الا الله بر رو ي تابوتي پر از تير كينه.

نرگس با آه تو مي شود به ستاره ها نگاه كرد. مزار حسن (ع) بي گنبد است . اما مادر با خيل ملائك با ستاره هاي اشك مي آيد به طواف.چلچراغي از شهاب و نور و پولك همراه اشك مادر است رو شني قبر حسن(ع). آخر اگر غير از اين بود حسن، حسن نبود. شايد هم مادر از خدا چنين خواست كه وقتي به ديدن پسر مي آيد صورت نيلي اش معلوم نباشد و درد حسن تازه نگردد.

نرگس با آه تو مي شود از گوچه بني هاشم گذشت و صداي ياس را شنيد(( حسن جانم ماجراي كوچهرا به بابا نگويي)) و يا صداي حسن (ع) را شنيد(( مادر جانم خانه مان اين سو است به آن سو مي روي چرا؟))

 نرگس با آه تو  من دست دراز مي كنم و مثل چيدن يك سيب لغات را در سبد نوشته ام ،مي چينم و زير رواق اولين پرچم يا حسين (ع) مي ايستم و همه فاصله ها را بر مي دارم. مي رسم به حلقه پيوند دهنده زنجير تولا. نرگس با آه تو به قعود مي رسم ، به هلال ، به عروج ، به گنبد آسماني حسن(ع).

مي روم تا صحن نجف، تا گلدسته حرم حسين (ع) ، تا زير تيغ ابروي عباس (ع) . و دست به دعا برمي دارم اللهم العجل لوليك الفرج. آه از آه تو نرگس. اه بكش كه ما در اين دهير غريبيم و محبان غريبيم.

 التماس دعا

 

نويسنده : م. رمضانخواه

 

 

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:17 موضوع | لینک ثابت

كوتاه اما خواندني

پنج روز

1روز مفقود: ديروز است كه از دست رفته و ديگر باز نخواهد گشت .
2 روز مشهود: امروز است كه بايد آنرا غنيمت شمرد تا به رايگان از دست نرود.
3 روز مورود: فردا است كه معلوم نيست عمر باقى باشد و آنرا درك كند.
4 روز موعود: آخرين روز زندگى دنيا است كه هميشه بايد جلو چشم ظاهر باشد.
5 روز ممدود: آن روز بى پايان آخرت است كه بايد همواره براى آن روز كوشيد، زيرا آن روز براى انسان يا بهشتى جاودان است و يا دوزخى هميشگى.

دوست واقعى پنج خصلت دارد.
1 - ظاهر و باطنش نسبت به تو يكسان باشد.
2 - خوبى تو را خوبى خود، و بدى تو را بدى خود بداند.
3 - مال و مقام باعث تغيير روش او با تو نگردد.
4 - آنچه در توان دارد از تو دريغ نكند.
5 - ترا در هنگام گرفتارى تنها نگذارد.

 

امام سجاد عليه السلام فرمود: از دوستى با پنج كس بپرهي.
1 - دروغگو: زيرا او به منزله سراب است ، دور را نزديك و نزديك را دور جلوه مى دهد.
2 - فاسق : زيرا او تو را به يك لقمه يا كمتر از آن مى فروشد.
3 - بخيل : زيرا او در هنگام حاجت به مال ، تو را خوار و ذليل مى گرداند.
4 - احمق : زيرا او به جاى نفع ، به تو ضرر مى رساند.

 

گزينش الهي

  • پيامبر اكرم فرمود: خداوند از هر چيزى چهار مورد را برگزيد:
    فرشتگان : جبرائيل ميكائيل اسرافيل و عزرائيل .
    پيامبران : ابراهيم ،داود ، موسى و من (محمد ص ) كه اينان برگزيدكان از حيث مبارزه با طاغوت عصر خود بوده اند.
    شهرها: مكه ، مدينه ، كوفه و بيت المقدس .
    مساجد مسجدالحرام ، مسجد النبى ، مسجد كوفه و مسجد الاقصى . متاءسفانه همه در اشغال صهيونيستها و وها بيها و بعثيها است .
    زنان : مريم ،آسيه ، خديجه ، فاطمه .
    مناسك حج : قربانى ،لبيك ، احرام و طواف .
    ماهها: رجب ،شوال ،ذى العقده ،ذى الحجه .
    روزها: جمعه ،عرفه ،ترويه و عيد قربان .


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:14 موضوع | لینک ثابت

سر به زير عشق

زندگی نامه شهید محمد جواد تندگویان

جواد تندگویان در سپیده‌دم روز 6 خرداد سال 1329 هجری شمسی پا به عرصه هستی نهاد. قدومش مایه بركت و خیر برای خانواده بود و وجودش روشنی بخش جانشان.

قبل از اینكه به مدرسه برود پدرش او را به مسجد برد و با قرآن آشنا كرد. پدرش از هواداران آیت الله كاشانی ـ روحانی مبارز، مشهور بود.

جواد در محیط ساده خانواده آموخت كه معیار اصلی و هدف واقعی زندگی تجمل و رفاه نیست. بلكه غیر از مادیات، ارزشهای والاتر و برتر دیگری نیز وجود دارد. به همین دلیل در طول زندگی خود هیچ‌گاه اجازه نداد وسیله برای او هدف شود. جواد اكثر شبها، با قدم‌های كودكانه‌اش همراه پدر و پدربزرگ به مسجد «بینایی» و هیات «بنی‌فاطمه» و فاطمیون خانی‌آباد می‌رفت. ساكت و آرام در گوشه‌ای می‌نشست و به نماز خواندن مومنان نگاه می‌كرد و گوش او به تدریج با دعا و گفتار عالمان دین آشنا شد. هنوز به دبستان نرفته بود كه در صف نماز جماعت در كنار پدر و پدربزرگ خود ایستاد و نماز خواند و درس خضوع و خشوع در برابر حق و ایستادگی در مقابل هرچه غیرخدایی، را آموخت. در كنار پدر و پدربزرگش در

جلساتی كه بعد ازهیات به گونه‌ای خصوصی برگزار می‌شد شركت داشت و با مبارزه مكتبی آشنا شد و تا آخرین دقایق حیات پرافتخارش از مبارزه دست نكشید و مسجد و هیات را ترك نكرد.

مهندس تندگویان با وجود اینكه امتیاز لازم را برای اعزام به خارج به عنوان سهمیه بانك ملی به دست آورده بود. در مصاحبه به دلیل اینكه مذهبی متعصب شناخته شد كنار گذاشته شد. ایشان با توجه به علاقه‌ای كه داشتند در سال 1354 به تحصیل در دانشكده نفت آبادان مشغول می‌شوند و فعالیت‌های اسلامی و انقلابی خود را در انجمن اسلامی این دانشكده دنبال می‌كنند. پس از انقلاب با توجه به سوابق انقلابی مهندس تندگویان ایشان از سوی شهید رجایی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شدند.

40 روز بعد، شهید تندگویان كه به قصد تشویق و تقدیر كاركنان شجاع تاسیسات نفتی از یك راه فرعی عازم آبادان بودند، مورد تهاجم مزدوران صدام قرار گرفته و به اسارت  گرفته می‌شوند كه پس از تحمل سالها اسارت به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

 

پسرم گفت به شهادتم حسادت نمی‌كنی!

پدر شهید تندگویان از آگاهی شهید بزرگوار نسبت به سرنوشت سفر آخرتش می‌گوید:

پسرم یك ساعت قبل از آخرین سفرش، به مغازه من تلفن كرد گفت پدر من دارم به جنوب می‌روم، می‌خواستم خداحافظی كنم.» گفتم: مواظب خودت باش. خندید و گفت:« به من حسودی می‌كنی پدر؟» پرسیدم: حسودی؟! از چه بابت؟ گفت:« برای اینكه ممكن است شهید بشوم!».

.... در پایان صحبت خود، مبلغی را نام برد كه بابت خمس و زكات بدهكار است. از من خواست چنانچه از سفر بازنگشت. این مبلغ را بپردازم.

مادر شهید تندگویان در مورد اهمیت دادن ایشان به مطالعه و تلف نكردن اوقات فراغت و چند ویژگی برجسته ایشان این چنین می‌گوید: هرگاه در منزل كاری نداشت از نوارهای قرآن كه در خانه داشتیم، استفاده می‌كرد و من ندیدم كه وقت را به بطالت طی كند. همیشه می‌‌گفت: «اگر امروزم با دیروزم یكی باشد، از غصه دق می‌كنم.»

صفت سخاوت در او به قدری برجسته بود كه صفات دیگرش را تحت‌الشعاع قرار داده بود به طوری كه مادرم (مادر بزرگ جواد) می‌گفت: «جواد باعث خدا بیامرزی من است».

 

اسارت  تندگویان مثل شهادت بود

قرار بود كه وزرای نفت و بهداشت با معاونان خودشان به اهواز بروند. پرواز، راس ساعت هفت صبح، از پایگاه اول شكاری شروع می‌شد. همه به جز شهید تندگویان و چند نفر از همكارانش سرقرار حاضر شدند. هرچه تلاش شد، دسترسی به آنان مقدور نشد و بالاخره پس از تاخیر، هواپیما راه افتاد. قبل از اوج گرفتن خبر رسید كه شهید تندگویان و همراهان آمده‌اند. دوباره هواپیما بازگشت و آنها سوار شدند و به طرف اهواز حركت كردیم. در اهواز به علت طوفانی بودن هوا، فرود هواپیما میسر نشد. شهید تندگویان گفتند: به اصفهان برویم واز پالایشگاه نفت آنجا بازدید كنیم. بنده نظر دارم كه چون برای آمدن به اهواز هماهنگی زیادی انجام شده است به پایگاه وحدتی برویم. همه قبول كردند و شب را در باشگاه نفت مستقر شدیم. همان شب خبر آوردند كه حصر آبادان سخت‌تر شده است و در شهر تنها سیب‌زمینی و پنیر موجود است. فردا به دو گروه تقسیم شدیم. قرار شد عده‌ای با شهید تندگویان به سمت آبادان حركت كنند. آخرین ماشین‌ این گروه هنوز چندان دور نشده بود كه با یك كامیون برخورد كرد و چند نفری مجروح شدند. با این حادثه همه آن گروه بازگشتند و تا بستری شدن این افراد در آنجا ماندند. این پیشامد موجب شد كه برخی از افراد كه در ماشین شهید تندگویان نبودند، داخل این ماشین شوند و عده‌ای هم كه داخل آن ماشین شده بودند، به ماشین دیگری منتقل شوند. این گونه بود كه تقدیر، مثل همایی كه بر سر پادشاهان سایه می‌اندازد، با یك تصادف كامیون، همسفران آن شهید را برای اسارت  برگزید.

از خاطرات دکتر مرندی (وزیر سابق بهداشت )


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:13 موضوع | لینک ثابت

خاطرات رهبري

* بابايي آماده پرواز بود
 
سال 61 شهيدبابايي را گذاشتيم فرمانده پايگاه هشتم شكاري اصفهان. درجه اين جواب حزب‌اللهي سرگردي بود كه او را به سرهنگ تمامي ارتقا داديم. آن وقت آخرين درجه ما، سرهنگ تمامي بود. مرحوم بابايي سرش را مي تراشيد و ريش مي گذاشت. بنا بود او اين پايگاه را اداره كند. كار سختي بود. دل همه مي‌لرزيد دل خود من هم كه اصرار داشتم، مي‌لرزيد، كه آيا مي تواند؟ اما توانست. وقتي بني‌صدر فرمانده بود، كار مشكل‌تر بود. افرادي بودند كه دل صافي نداشتند و ناسازگاري و اذيت مي كردند حرف مي‌زدند، اما كار نمي‌كردند؛ اما او توانست همانها را هم جذب كند. خودش پيش من آمد و نمونه‌اي از اين قضايا را نقل كرد. خلباني بود كه رفت در بمباران مراكز بغداد شركت كرد، بعد هم شهيد شد. او جزو همان خلبان‌هايي بود كه از اول با نظام ناسازگاري داشت. شهيد عباس بابايي با او گرم گرفت و محبت كرد حتي يك شب او را با خود به مراسم دعاي كميل برده بود؛ با اين كه نسبت به خودش ارشد هم بود. شهيد بابايي تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه خدمتش هم بيشتر بود. در ميان نظامي ها اين چيزها مهم است. يك روز ارشديت تأثير دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسليم بابايي شده بود. شهيد بابايي مي گفت ديدم در دعاي كميل شانه‌هايش از گريه مي‌لرزد و اشك مي‌ريزد. بعد رو كرد به من و گفت: عباس دعا كن من شهيد بشوم! اين را بابايي پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گريه كرد. او الان در اعلي عليين الهي است؛ اما بنده كه سي سال قبل از او در ميدان مبارزه بودم هنوز در اين دنياي خاكي گير كرده‌ام و مانده‌ام! ما نرفتيم؛ معلوم هم نيست دستمان برسد. تأثير معنوي اينگونه است خود عباس بابايي هم همين طور بود او هم يك انسان واقعا مؤمن و پرهيزگار و صادق و صالح بود.(بيانات در ديدار مسئولان عقيدتي، سياسي نيروي انتظامي 23/10/83)

*پيشتازان شهادت

بچه‌هاي شهيد چمران در ستاد جنگ هاي نامنظم جمع‌مي شدند و هر شب عمليات مي‌رفتند و بنده را هم گاهي با خودشان مي‌بردند. يك شب ديدم، افسري با من كار دارد؛ به نظرم سرهنگ 2 يا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشكر 92 بود لذا به اينها نزديك بوديم. آن افسر پيش من آمد و گفت: من با شما يك كار خصوصي دارم من فكر كردم مثلا مي‌خواهد درخواست مرخصي بدهد يك خرده لجم گرفت كه حالا در اين حيص و بيص چه وقت مرخصي رفتن است. اما ديدم با حالت گريه آمد و گفت: شبها كه اين بچه‌ها به عمليات مي‌روند اگر مي شود من را هم با خودشان ببرند(!) بچه ها شبها با مرحوم شهيد چمران به قول خودشان به شكار تانك مي‌رفتند و اين سرهنگ آمده بود، التماس مي كرد كه من را هم ببريد! چنين منظره ها و جلوه‌هايي را انسان مشاهده مي كرد اين نشان دهنده آن ظرفيت معنوي است. بچه‌هاي بسيجي و بچه هاي سپاه و داوطلبان جبهه و آدم هايي از قبيل شهيد چمران كه جاي خود دارند اين يك بعد از ظرفيت اين ملت عظيم است.(بيانات در ديدار جمعي از پيشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره گويان دفتر ادبيات و هنر مقاومت 31/6/84)

* از تو به يك اشاره...

يك روز در شهريور 1320 چند لشگر از شرق و چند لشگر از غرب وارد كشور شدند و چند تا هواپيما در آسمانها پيدا شدند؛ نيروهاي نظامي آن روز كشور از پادگانها هم گريختند! نه فقط در جبهه ها نماندند، بلكه آنهايي هم كه در پادگان بودند، خزيدند تو خانه‌ها و خود را مخفي كردند! يك روز هم همين ملت ساعت 2 بعدازظهر، امام اعلام كرد كه مردم بروند پاوه را از دست دشمنان خارج كنند. مرحوم شهيد چمران به خودمن گفت: به مجرد اينكه پيام امام از ديوار پخش شد ما كه آنجا در محاصره دشمن بوديم، احساس كرديم كه دشمن دارد شكست مي خورد. بعد از چند ساعت هم سيل جمعيت به سمت پاوه راه افتاد. من ساعت چهار و پنج همان روز در خيابان به طرف منزل امام مي رفتم ديدم اصلا اوضاع دگرگونه است. همين طور مردم در خيابانها سوار ماشينها مي شوند و از مراكز سپاه و مراكز مربوط به اعزام جبهه، به جبهه ها مي روند. اين همان مردمند؛ اما فكر و محتواي ذهن تغيير پيدا كرده است؛ آرمان پيدا كردند؛ به هويت خودشان واقف شدند؛ خود را شناخته‌اند. همين طور بايد پيش برود.(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خانواده هاي شهدا و ايثارگران استان سمنان 18/8/85)



 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:6 موضوع | لینک ثابت

پزشكي

   خواص درماني لبو

با سرد شدن تدريجي هوا سروكله چغندر هاي قرمز و شيرين يا به قول قديمي ها لبو پيدا مي شود شايد هيچ وقت به اندازه اي كه رنگ سرخ جادويي لبو توجه آدم را براي خوردنش جلب مي كند چيز ديگري نباشد كه از اين ويژگي بر خوردار باشد. لبو داراي مقدار زيادي قند است و اگر به صورت صحيح پخته شود رنگ قرمز خود را پس نمي دهد.چغندر در فعاليت كليه و شستشوي خون مؤثر بوده و بيماري هايي نظير افزايش چربي خون و زيادي اوره و كلسترول را درمان ميكند. چغندر يك ضد غفوني كننده براي پاكسازي بدن است .چغندر در افزايش باروري و كمك به قاعدگي زنان مفيد است و مصرف آن در دوران يائسگي توصيه مي شود. چغندر به دليل دارا بودن فسفر نيروي حافظه را زياد ميكند و يك غذاي مناسب براي افراد كم خون مي باشد.در زمستان كه به دليل سرماي زياد، در دست و پا ترك ايجاد مي شود با استفاده از چغندر مي توان آنها را در مان كرد به اين صورت كه كافي است چغندر را در آب بجوشانيد و پا را در آب گرم آن قرار دهيد به اين ترتيب ترك آنها بهبود مي يابد.

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:4 موضوع | لینک ثابت

پزشكي

خواص با ارزش شلغم

شلغم يكي از سبزيجات بسيار مقوي و مغزي محسوب ميشود كه به خاطر دارا بودن مواد قندي و كلسيم و منيزيم جزء مواد غذايي با ارزش مي باشد.شلغم از مواد سازنده خون است و حاوي مقدار زيادي آهن است كه موجب افزايش خون مي شود .شلغم قدرت بينايي را افزايش داده و بدليل داشتن ويتامينهاي   C ,B,A بر نور چشم مي افزايد و از شب كوري جلوگيري ميكند . شلغم داراي يك ماده ضد عفوني  قوي و ميكرب كش است و در درمان سرماخوردگي و بيماريهاي عفوني و ويروسي تاثير زيادي دارد.در واقع مي توان گفت كه مصرف شلغم در وعدهاي غذايي روزانه از بيماريهاي سرماخوردگي و آنفولانزا پيش گيري مي كند .مصرف شلغم افراد را در برابر بيماريهاي پوستي بيمه مي كند و در بهبود جوش صورت مؤثر است افرادي كه مبتلا به جوش صورت و اگزما هستند چنانچه هر روز مقداري كمي شلغم خام بخورند جوش صورت آنها بر طرف ميشود .شلغم در تقويت تخمدانها نقش اساسي دارد و رحم را براي پرورش نوزادي سالم و قوي تقويت ميكند. شلغم آرام بخش و ترميم كننده سريع زخمها بوده و براي تقويت كبد مفيد است به علت داشتن فيبر پاك كننده قوي روده هاست و خواص تسكين دهنده شلغم آن را به داروي طبيعي خواب آور تبديل كرده است.مبتلايان به ديابت مراقب باشند شلغم مقدار زيادي قند دارد از اين رو براي افراد ديابتي منع شده است مصرف شلغم از بروز بسياري از بيماريهاي سرطاني جلو گيري مي كند.اگر از جمله كساني هستيد كه شلغم استفاده مي كنيد توصيه مي شود آن را به صورت خام مصرف كنيد و طريقه مصرف آن هم مي تواند به اين شكل باشد كه آن را به صورت خلالي خرد كرده و مثل يك چاشني در لا به لاي غذا مصرف كنيد.            

                                                              


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت

آشپزي

خواص جوانه ها

 جوانه گندم: سرشار از ويتامين E  است .

جوانه جو: سرشار از ويتامين گروه B  است .مفيد اعصاب، ضد سرطان، ضد چروك پوست، مفيد براي رويش مو و تنظيم كننده گوارش است.

جوانه ماش: سرشار از ويتامين K  است.

جوانه عدس: ضد صفرا و مفيد براي سرد مزاج است.

جوانه بذر يونجه: معجزه در درمان خونريزي است.

جوانه نخود: داراي املاح روي و مفيد هورمون مغز و مفيد براي كمبود انر‍ژي.

توجه : از جوانه هاي مضر استفاده نكنيد مانند: جوانه سيب زميني ، گوجه فرنگي: لوبياي قرمز، باقلي

جوانه هاي مفيد عبارتند از: عدس، شمبليله ، نخود، تربچه،گندم ، جو ،لوبياي سفيد ، كنجد ، ماش .

سالاد جوانه ها

مواد لازم:

 جوانه گندم                   4 تا3 قاشق

جوانه ماش                    4 تا 3 قاشق

 گوجه فرنگي نگيني خرد شده 2 عدد متوسط

فلفل دلمه اي خرد شده1 عدد

 هويج رنده شده               1 عدد

پيازچه خرد شده              3/2 فنجان

كلم برگ سفيد خرد شده     1 فنجان

 كاهو خرد شده                2 فنجان

 

مواد لازم براي سس سالاد:

 آبليمو- روغن زيتون- نمك و فلفل

 

طرز تهيه:

 ابتدا مواد سس را با هم مخلوط كرده 10 دقيقه بماند بعد مواد را به ترتيب اضافه مي كنيم . ابتدا فلفل دلمه اي، پيازچه، كلم، كاهو، هويج، جوانه ها و گوجه فرنگي.


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:1 موضوع | لینک ثابت

آشپزي

كتلت ماهي

موادلازم:

ماهي سفيد                     نيم كيلو

سبزي خرد شده شامل:

جعفري، شويد، گشنيز       يك فنجان

سير رنده شده                 4 حبه

پياز رنده شده                  1عدد كوچك

تخم مرغ                      5 تا 4 عدد

نمك فلفل و زرد چوبه     به ميزان لازم

روغن براي سرخ كردن  به ميزان لازم

 

طرز تهيه:

ماهي را پاك كرده، شسته و در تابه مي گذاريم. بدون اينكه چيزي به آن اضافه كنيم درب آن را گذاشته و مي گذاريم به مدت 10 تا 7 دقيقه بخار پز شود . وقتي كه كمي نرم شد از روي حرارت برداشته و مي گذاريم خنك شود. سپس استخوانهاي ماهي را در آورده در ظرفي ، ماهي آماده شده، سبزي خرد شده، سير و پياز رنده شده، تخم مرغ، نمك، فلفل و زرد چوبه را با هم مخلوط مي كنيم.سپس از مواد مقدار برداشته و با دست به صورت دايره يا مستطيل در آورده يا مي توانيم با قالب هاي كوچك به شكل قلب يا گل قالب زده  و در روغن داغ سرخ كنيم.

 


 

نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت

فلش سبز

          فلش سبز

التماس به خدا اگر بر آورده شود حاجت است و اگر بر آورده نشود حكمت است. التماس به خلق اگر بر آورده شود منت است و اگر بر آورده نشود . ذلت است .

خدايا : تن را توانا ، خرد را بيدار و روان را پاك نگهدار .

                                                    آمین

مهارت مقابله با خشم

مي دانيم كه خشم وعصبانيت احساسي است كه ميزان آن از تحريك خفيف و احساس رنجش تا خشمي شديد و جنون وار در نوسان است خشم احساسي است كه آنرا بخوبي مي شناسند و در كل واكنشي طبيعي به ناكامي و بد رفتاري محسوب ميشود و ما ناگزيريم در طول زندگی باموقعيت هايي روبرو شويم كه مارا خشمگين مي كنند . ويژگي خشم اين است كه در عين حال كه جزيي از زندگي است، ميتواند ما را از رسيدن به هدف هايمان باز دارد ، از يك سو عصبانيت واكنشي طبيعي است و از سوي ديگر ميتواند در روابط اجتماعي اختلال هاي جدي ايجاد كند و مانع دستيابي ما به اهدافمان شود . شيوه طبيعي و غريزي بروز عصبانيت ارائه واكنش هاي پرخاشجو يانه است . عصبانيت پاسخ طبيعي نسبت به تهديد است . عصبانيت و خشم ، انرژي لازم را در افراد ايجاد مي كند تا بتوانند در صورتيكه مورد حمله قرار بگيرند ، بجنگند و از خود دفاع كنند . تایيد اين مدعا تغييرات جسماني است كه در مواقع خشم آنها را احساس مي كنيم :  افزايش ضربان قلب ، افزايش فشار خون ، جريان بيشتر خون به عضلات و ... كه همه ي اين تغييرات ناشي از فعاليت دستگاه عصبي خودكار است آمادگي فرد را تامين خواهند كرد . ولي از طرفي بايد توجه داشت كه ما نمي توانيم نسبت به هر كس يا هر چيز كه ما را تحريك كرده يا آزار مي دهد ، خشم بورزيم . قوانين ، ضوابط اجتماعي و عقل سليم محدوديت هايي را براي بروز عصبانيت به شكل طبيعي اعمال مي كنند .

 مرور تاريخي نيز دال بر اين است كه جامعه ي بشري از خشم كنترل نشده آسيب هاي فراواني ديده است . خشم در طي دوره هاي گذشته مكانيسمي بود كه بقاء بشر را بدنبال داشت ولي واقعيت اين است قانونمندي جامعه ي انساني كار كرد خشم را بشدت تحت تاثير قرار داده است .

امروزه مسير جامعه ي انساني به سمتي است كه حيات فرد را در زمره ارزشمندترين موهبت ها قرار داده است و عاملي كه اين حيات را به مخاطره بيندازد قطعا" در انزوا قرار خواهد گرفت .

خشم نيرويي است كه مقابل اين مسير انساني قرار دارد چرا كه هدف خشم تخريب و از بين بردن است و جامعه ي متمدن انساني به هيچ وجه به خشم اين اجازه را نمي دهد .

 

هر وقت كار خيري پيش آمد به كسي نگو تا جايي كه قدرت داري خودت آن را انجام بده و آن را غنيمت بدان

 

مثالي براي مهارت مقابله با خشم

پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت . پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني ميشوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي . روز اول ، پسر بچه 37 ميخ به ديوار كوبيد . طي چند هفته بعد ، همانطور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند ، تعداد ميخ هاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد . بالاخره روزي رسيد كه پسر بچه ديگر عصباني نمي شد . او اين مساله را به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد كه ميخ ها را از ديوار بيرون تمام ميخ ها را از ديوار بيرون آورده است . پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت : (( پسرم ! تو كار خوبي انجام دادي .))  اما به سوراخ هاي ديوار نگاه كن . وقتي تو در هنگام عصبانيت ، حرف هايي مي زني ، آن حرف ها هم چنين آثاري بجاي مي گذارند

عصبانيت به عوامل زير بستگي دارد :

الف : ميزان عصبانيت

ب : ويژگي هاي افراد

الف – تمرين ميزان عصبانيت : يعني افراد تا چه اندازه مستعد عصبانيت هستند و افراد ميتوانند با ارزيابي عكس العمل هاي خود در موقعيت هاي مختلف متوجه شوند تا چه اندازه عصباني ميشوند .

ب- تمرين ويژگي افراد : افراد عصباني-  افراد خونسرد افراد عصباني : كه به آنها افراد ديگ جوشان گفته ميشود كه اين افراد با كمترين تحريك بيشترين درجه ي خشم را نشان ميدهند و ميان دوستان و آشنايان خود به عصبانيت معروف اند .

افراد خونسرد : افرادي هستند كه فقط در موقعيت هاي نادرعصباني ميشوند

         

مراحل مهارت مقابله با خشم :

به دو شكل استفاده ميشود 1- شيوه بلند مدت و 2- شيوه كوتاه مدت

1-  شيوه بلند مدت : روشهايي هستند كه داز مدت و باعث ميشوند آستانه تحمل ما در موقعيت هاي خشم بر انگيز افزايش يابد و قبل از اينكه ما وارد موقعيت هاي خشم  بر انگيز شويم با تمرين و مهارت بتوانيم مانع از اين شويم كه كنترول خشم از دست ما خارج شود .

الف : مثل ورزش هاي هوازي كه جزء فعاليت هايي هستند كه فرد در يك زمان نسبتا" طولاني ، يك فعاليت مقطم بدني را انجام ميدهد . طي اين فعاليت ها  ضربان قلب و تنفس بتدريج افزايش يافته و براي مدت زماني ، فعاليت با حد اكثر ضربان قلب و تنفس ادامه مي يابد . ورزش هايي نظير دويدن ، شنا كردن ، دوچرخه سواري ، راه رفتن سريع ، كوه پيمايي جزء ورزش هاي هوازي اند .

ب_ روش بلند مدت كه به ما كمك خواهد كرد كه خشم خود را تحت كنترول در آوريم آرميدگي يا relaxation*  *مي باشد بسياري از يافته ها دال بر موثر بودن اين شيوه در كنترل هيجا نهاي نا خوشايندي نظير خشم و اضطراب مي باشد .

شيوه هاي روش دراز مدت :

1-       دست راست خود را دراز كرده ، انگشتان خود را  مشت كنيد  و سعي كنيد همه ي عضلات دستتان منقبض شود ، ده ثانيه در اين حالت بمانيد .

     2- مانند دست راست عمل شود .

3 - پاي راست خود را كشيده و سعي كنيد همه ي عضلات آن را منقبض كنيد . ده ثانيه در اين حالت بمانيد .

- مانند پای راست عمل شود.

5- عضلات شكم خود را منقبض كرده و ده ثانيه در اين حالت بمانيد .

 

6- سعي كنيد شانه هاي خود را از پشت بهم نزديك كنيد و در حداكثر كشش ده ثانيه در اين حالت بمانيد .

7- دندانهاي خود را بهم فشرده و ابروهاي خود را نيز به بالا بكشيد و ده ثانيه در اين حالت بمانيد.

روشهاي كوتاه مدت :

1-گفتار دروني يا خود آگاهي هيجاني

2- خنثي كردن افكار ناكار آمد

- تنفس عميق

1-گفتار دروني يا خود آگاهي هيجاني : گفتار دروني يعني پرسش و پاسخي است كه بيشترين نقش را در بوجود آوردن خود آگاهي هيجاني ايفا مي كنند و از اينكه خود مان، وضعيت هيجاني خود را سوال كنيم و اينكه به آن جواب بدهيم .

مثال : من در حال حاضر چه احساسي دارم ؟

من در حال حاضر خشمگين ام .

2- خنثي كردن افكار ناكار آمد : بخشي از خود آگاهي هيجاني است كه ممكن است علت خشم ، افكار ناكار آمد و اشتباه فكر كردن خود ما باشد .

3- نفس عميق : فعاليتي است كه ميتوان سريعتر بر آن متمركز شد و بوسيله دم و بازدم ( نفس عميق ) فعاليت انرا تحت كنترل در آورد و باعث ضربان قلب و فشار خون كاهش يافته مانع بالا رفتن فعاليت اجزاي فيزيولوژيك جسم و غيره ميشود .

روشهاي خنثي كردن خشم :

الف- شمردن اعداد   ب- خواندن شعر    ج- به ياد آوردن يك خاطره يا تصوير خوشايند      د-  به ياد آوردن لطيفه    ه – فكر نكردن يا حواس پرتي

نتيجه گيري :

نكته : اين واقعيتي است كه اژدهاي خشم يك موجود اساطيري نيست كه در هزاران تورهاي پيچ در پيچ افسانه ها به دنبال آن باشيم بلكه در موقعيت خشم برانگيزي ميتوان هيبت نامتناسب آنرا مشاهده كرد . ولي هر وقت كه ما بتوانيم در موقعيت هاي خشم برانگيز با قاطعيت عمل كنيم احساسي كه در ما بوجود خواهد آمد دال بر اين است كه اژدها ي خشم مغلوب توانمندي ما شده است        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت